مباحث روز مدیریت و فناوری اطلاعات

۱۷
اسفند

 تعریف مدیریت از نظر هِربِرت سایمون :

Herbert Simon

اقتصاددان معروف هربرت سایمون می گوید :

مدیریت همان فرایند تصمیم گیری می باشد .  بنابر این مدیر یعنی تصمیم گیرنده .

Management is the process of Decision-making .

Manager = Decision-maker

مدیریت یعنی فرایند یا فراگرد تصمیم گیری .

نکات تعریف فوق :

* فرایند یا فراگرد همان شیوه نظام یافته یا سیستماتیک اجرای فعالیت ها یا انجام کارها است .

به عبارت دیگر فرایند جریان قابل تشخیصی از رویدادهای به هم وابسته است در راه رسیدن به یک هدف یا مقصود یا پایان .

* تصمیم گیری به زبان ساده یعنی انتخاب یک راه حل یا گزینه از میان راه حل ها یا گزینه ها .

تصمیم گیری منطقی ، عقلائی یا خردگرایانه دارای فرایندی است که به صورت زیر بیان می شود :

1.تعریف مشکل یا مسئله    2. ارائه راه حل ها    3. ارزیابی راه حل ها   4. انتخاب یک بهترین راه حل

( مسئله عاملی است که مانع دستیابی به هدف می شود . به عبارت دیگر مسئله یا مشکل عاملی است که از توان سازمان برای رسیدن به هدف می کاهد .)

* در نظریه تصمیم گیری هربرت سایمون دامنه عقلائی بودن انسان محدود در نظر گرفته می شود . زیرا انسان مهارتها ، ارزشها ، انگیزش ها ، تمایلات فردی ، عادات و عکس العمل هایش را در تصمیم گیری دخالت می دهد .  بنابراین تصمیم عقلائی در دنیای واقعی وجود ندارد و عقلائی بودن همیشه نسبی است .

  • سیدامیرحسین هاشمی
۱۷
اسفند

  تعریف مدیریت از نظر خانم ماری پارکر فالت :

به نظر ایشان مدیریت یعنی :

کار کردن با و به وسیله ( از طریق ) دیگــران .

Management is working through and with others .

 

نکات تعریف فوق :

* در تعریف فوق مدیریت هنر انجام امور به وسیله دیگران توصیف شده است و بر نقش دیگران و قبول هدف از سوی دیگران تأکید شده است .

* مدیریت کار کردن با افراد و گروه های کاری است به منظور کسب اهداف سازمانی .

* به عنوان مدیر نخست باید کار کردن با افراد و گروه ها را یاد بگیریم تا بتوانیم از طریق آنان کارها را به انجام برسانیم .

 * در مدیریت اهداف سازمانی در اولویت قرار دارد . می دانیم که مدیران مسئولیت های متعددی دارند ولی تحقق اهداف سازمانی مهمترین مسئولیت یک مدیر می باشد .

* برای آنکه بتوانیم با اهداف و گروه های کاری کار کنیم باید از مهارت انسانی بالایی برخوردار باشیم .

این مهارت تحت تاثیر 3 عامل مهم می باشد :

-        درک رفتار گذشته و شناخت علل بروز رفتار خاص کارکنان

-        پیش بینی رفتارهای آینده

-        هدایت و کنترل و تغییر رفتار کارکنان

* مدیر باید بتواند آنچنان اهداف فردی و گروهی را با اهداف سازمان همسو کند که اهداف سازمان را از خود بدانند . 

  • سیدامیرحسین هاشمی
۰۹
اسفند

روند نگاه به کارکنان در سازمانها همواره در 100 سال اخیر تغییر کرده و نگاهی مناسب به این مقوله بوجود آمده است.

از زمان تشکیل سازمانهای بزرگ ابتدا نگاهی کاملا ماشینی به کارکنان وجود داشت، حتی بررسی های علمی سازمانی هم بر این نگاه استوار بود به نحوی که برای ارتقای کارایی از روشهای ماشینی و مهندسی مانند کارسنجی و زمان سنجی بهره برداری می شد. پس از رشد سازمانها و مطالعات گسترده در حوزه علم مدیریت ، نگاه " نیروی انسانی " جایگزین نگاه قبلی شد و انسانها در سازمانها نیروی محرکه ای بودند که باید به آنها توجه می شد، با وجودی که این نگاه نسبت به نگاه قبلی مناسبتر بود لکن سرمایه داران و صاحبان بنگاهها صرفا برای نیل به بهترین نتیجه عملکرد و دستیابی به نتایج بهتر به این مقوله توجه می کردند تا کارکنان بیشتر و بهتر کار کنند و آنها سود بیشتری بدست آورند. حتی مدیران حرفه ای که دستیابی به نتایج بالاتر برایشان منافع بیشتری ایجاد می کرد، از این رویکرد استفاده می کردند و می کنند.

فارغ از اینکه انسانها سطحی بالاتر از نیروی کار دارند، پس از رشد بالقوه سازمانها و رقابت بسیار شدید، بالاخص دانشی شدن سازمانها ، بالاخره نیروی انسانی تبدیل به منبع انسانی شد، یعنی در کنار منابع مالی و تجهیزاتی جایگاه سومی برای منابع انسانی بوجود آمد و تلقی صاحبان و مدیران سازمانها نیز آن بود که کارکنان مانند منابع دیگر اولا کمیابند و ثانیا از دست دادنشان علاوه بر ایجاد هزینه ، ارزش جایگزینی بالائی برای سازمان ایجاد می کند. ضمن آنکه دانش سازمان را ممکن است به سازمانهای رقیب منتقل کند و عواقب جبران ناپذیری بوجود آورد.

مسیر ارتقای رویکرد به کارکنان بالاخره با کاهش تعداد کارکنان شایسته و رشد بسیار بالای تغییرات، تبدیل به نگاه " سرمایه انسانی" شد. سرمایه تا قبل از آن نگاهی صرفا مالی را به ذهنها متبادر می کرد و سازمانهای با سرمایه مالی بالاتر ، امکان رشد و تعالی بالاتری داشتند، اما سازمانهای امروزی بیشتر مغز افزار بودند تا سخت افزار ، بسیاری از سازمانها با سرمایه مالی اندک و فقط با اتکا به دانش کارکنانشان توانستند به رشدهای متفاوتی دست یابند که قبل از آن تصورش هم ممکن نبود. بنابراین کارکنان دانشی تبدیل به سرمایه های اصلی سازمانها شدند.

سازمانها اما اکنون در حال دستیابی به مفهوم جدیدی در مقوله کارکنان هستند، و ایشان را شریک استراتژیک خود می دانند، همانطور که مشخص است اگر کارکنان خود را شریک سازمان بدانند به بهترین نحو به کار و فعالیت می پردازند و نتایج بسیار بالائی را بوجود می آورند، تعهد و تعلق عمیقی در ایشان ایجاد شده و از تمام شایستگیهای خود در مسیر سرآمدی سازمان بهره برداری می کنند.

 

حال نکته اساسی این است که چگونه کارکنان را شریک استراتژیک سازمان خود کنیم؟

به نظر می رسد در ابتدا نقش مدیریت باید به رهبری تغییر کند، مدیران حرفه ای نباید فقط با بهره کش از کارکنان و افزایش سود تنها منافع خود و سهامداران را دنبال کنند، کارکنان یا شراکای استراتژیک در آفرینش ثروت و رشدسازمان موثر بوده اند پس باید در منافع آن هم به نحو مناسب شریک شوند.

البته مدیران و سهامداران بدانند که این نگاه نه تنها منافع آنها را محدود نخواهد کرد، بلکه با افزایش انگیزش و شکوفائی سازمانی منافعی به مراتب بالاتر در سازمانها ایجاد می کند.

اخیرا بواسطه حضور در جوایز تعالی و سایر رویدادهای رقابتی شاهد بودیم که یکی از بانکها و چند شرکت موفق بخش خصوصی و دولتی به واسطه انتخاب این رویکرد چقدر توانسته اند موفق و سرآمد باشند.

به امید آنکه همه مدیران بتوانند با تغییر رویکرد و نگاه خود و با ایفای نقش رهبری هدفمند و البته انتخاب و به کارگیری شرکای استراتژیک شایسته سازمانهای ایرانی را در سطح جهانی ارتقاء دهند.

 

 

منبع : http://www.akbareftekhari.ir

  • سیدامیرحسین هاشمی
۰۹
اسفند

دوستان سلام

به وبلاگ من خوش آمدید...

به نظر من یکی از بزرگترین مشکلات کشور ما ، فقدان مدیریت علمی و پایین بودن دانش مدیران ما و به روز نبودن ایشان در این زمینه است که سبب می شود خیلی منابع سوخت شود ، کارکنان دانشی از دست بروند ، خیلی حفره ها برای افراد سودجو ایجاد شود ، سازمان ها دچار افت شوند و در عرصه رقابت جا بمانند و ...

در محیط پرتلاطم امروزی ، وجود مدیریت علمی یک ضرورت است که باید بدان بیشتر توجه شود . 

در این وبلاگ سعی دارم تا مطالبی در حوزه دانش مدیریت و توسعه فردی و سازمانی منتشر کنم . ان شالله که مفید واقع شود .  

  • سیدامیرحسین هاشمی